Believe me, you are the one,
Whom my heart finds,
Whom my mind reminds me of,
Whom my destiny wants,
Whom I love the most.

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

i love the ‘y’
i love the ‘o’
i love the ‘u’
put them together
and i love ‘you’

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

(/_\)
(=.=)
(“)(“)
a sweet little rabbit, just like you, because I love you!! kisses…

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

A B C D E F G H I J
K L M N O P Q R S
T V W X Y Z
oops! i miss “U”

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

 

o,,,o /),/)
( ‘ ; ‘ ) ( ‘ ; ‘ )
(,,)–(,,)(,,)–(,,)
U’n me forever..
and ever and ever!

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

Without Love — dayz are
“Sadday,
moanday,
tearsday,
wasteday,
thirstday,
frightday,
shatterday… so be in Luv everyday…
Wish u a Happy Valentine’s Day

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

Time will always fly, but our love will never die. Keep in touch and remember me

 

 

i love the ‘y’
i love the ‘o’
i love the ‘u’
put them together
and i love ‘you’

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

(/_\)
(=.=)
(“)(“)
a sweet little rabbit, just like you, because I love you!! kisses…

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

A B C D E F G H I J
K L M N O P Q R S
T V W X Y Z
oops! i miss “U”

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

 

Without Love — dayz are
“Sadday,
moanday,
tearsday,
wasteday,
thirstday,
frightday,
shatterday… so be in Luv everyday…
Wish u a Happy Valentine’s Day

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

Time will always fly, but our love will never die. Keep in touch and remember me


* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

.When time comes for u to give ur heart to someone,

make sure u select someone who will never break ur heart,

cuz broken hearts has never spare parts

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

I m going to write on all the bricks I MISS U

and i wish that one falls on ur head,so that u knows

how it hurts when u miss someone special like u

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

I m feeling so happy, do u know why? cuz i m so lucky,

do u know how? cuz God loves me.Do u know how?

cuz he gave me a gift. Do u know what? its YOU my love

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

.1st time i saw u i was scared 2 touch u.

1st time i touched u i was scared 2 kiss u.

1st time i kiss u i was scared to luv u.

but now dat i luv u im scared 2 lose u!

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

If i were a tear in ur eye i wood roll down onto ur lips.

But if u were a tear in my eye i wood never cry as

i wood be afraid 2 lose u!

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

I love all the stars in the sky, but they are nothing

compared to the ones in your eyes!

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

I am in hospital now. After 5 minutes,

I will be transferred to a surgery room. The doctor told me,

I will die if I stop RECEIVING YOUR SMS

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

If you fall in river there is a boat ..

if you fall in well there is rope ..

but if you fall in love there is no hope.

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

Do you believe in love at first sight ..

or do I have to walk by again??

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

You are like the sunshine so warm,

you are like sugar, so sweet…

you are like you…

and that’s the reason why I love you!

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

If you love someone, put their name in a circle,

instead of a heart, because hearts can break,

but circles go on forever

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

.L O V E .. L = Lake of Sorrows ..

O = Ocean of Tears ..

V = Valley of Death ..

E = End of life….

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

You must be a good runner because you are

always running in my mind, you must be a good

thief because you have stolen my heart,

and i am always a bad shooter because I

Miss You Always…

* * * * اس ام اس عاشقانه انگلیسی * * * *

I have the “I”,I have the “L”,I have the “O”,I have the “V”,I have the

“E”,… so pls can I have “U”?

دسته ها : لطیفه
عکس یاس خواننده رپ ایرانی

یاس

 

=====================================================

زندگی نامه یاس :

در سال 1982 میلادی در تهران متولد شد . یاس اولین بار در سن 16 سالگی شروع به گوش کردن به موزیک های رپ کرد وقتی که پدرش می خواست از سفر تجاری از آلمان بازگردد ، برای او آخرین سی دی های ” توپاک ” و دیگر خواننده های هیپ هاپ را می آورد .
بعد از مرگ ناگهانی و نا به هنگام پدرش ، یاس در موقعیتی قرار گرفت که می بایست مسئولیت خانواده خود را به عهده گیرد . بدهی های پدرش که بر دوش او افتاده بود به سختی توانست از پس مخارج خانواده خود برآید .

یاس در سن 18 سالگی مجبور شد رویای رفتن به کالج را کنار بگذارد ، شروع به کار کند و آخرین بازمانده های خانواده اش ( مادرش ، برادر کوچکتر و خواهرانش ) را ساپورت کند . این زمانی بود که شروع به نوشتن شعرهایی کرد که خیلی زود به متن موزیک های او تبدیل شدند . این همچنین راهی برای او بود تا با خاطرات پدرش نزدیک بماند .

بعد از لزلزله بم در ایران ، یاس ازشمار گشته شدگان ( نزدیک به 50 هزار نفر ) در آن مصیبت به شدت ناراحت شده بود ، این زمانی بود که او اولین آهنگش را به نام “بم” نوشت . این ابتدای حرفه خوانندگی او بود . او دریافت که در مسیر موسیقی رپ این توانایی را دارد تا با مردم به وسیله ی گفتن تمام داستان ها ارتباط برقرار کند . چیزی که او گمان می برد بیانشان به وسیله دیگر سبک های موسیقی که فقط شامل چند وزن و قافیه بودند امکان پذیر نیست.

با نگاهی به مسیر موسیقی او ، او این توانایی را داشت تا به مردم الهام ببخشد و قلب میلیون ها جوان ایرانی را به تسخیر خود در آورد او تصمیم گرفت تا آهنگ های خود را به مسئولان معرفی کند و برای گرفتن مجوز انتشار یک آلبوم تقاضا دهد .

سال ها ” نه ” شنیدن از مسئولان و بارها مورد تمسخر قرار گرفتن برای سبک خوندنش ( رپ ) که شباهت داده می شد به “روزنامه خوانی” ، تلاش های او در آخر به ثمر نشست.
تا این زمان ، در حرکتی بی سابقه شش تا از ده آهنگ او مجوز انتشار دریافت کرد و به زودی یاس تبدیل به اولین رپر در ایران شد که موفق به انتشار یک آلبوم به صورت قانونی می گردید. یاس : ” من در آهنگهایم فحاشی نمی کنم یا در مورد س ک س و خشونت نیز نمی خوانم. من می خواهم که قادر باشم تا با افتخار آهنگهای خود را درمقابل خانواده ام بخوانم . آهنگ های من معمولا با شکایت یا دردهای اجتماعی شروع می شوند ولی همیشه با امید خاتمه می یابند. این بسیار مهم است که به نسل جوان القا کنیم تا به بالاترین درجه خود برسند و بهترین باشند . ما به این نیازمندیم”

به راستی در اندک زمانی یاس از کسی که در مقابل گروه های کوچک می خواند تا امروز که او یکی از محبوب ترین رپرهای ایرانی است . امروزه آهنگ های او توسط میلیون ها کاربر در سراسر دنیا از طریق وبسایت های متفاوت و صدها وبلاگ فارسی شنیده و دانلود می شوند.

در سال 2006 یاس آهنگی نوشت به نام ” سی دی رو بشکن ” که درباره یک هنرپیشه زن خوشنام ایرانی نوشته شده بود . کسی که قربانی یک توطئه غیراخلاقی شده بود . در آن آهنگ یاس از تمام مردمی که نقش در بی اعتبار کردن آن هنرپیشه داشتند انتقاد کرد و از همه درخواست کرد که جلوی انتشار آن مایه شرمساری را بگیرند و آن فیلم را از کامپیوترها و موبایل های خود پاک کنند .

آن آهنگ باعث بوجود آمدن خشمی در میان جوانان ایرانی شد و هزاران نفر نوشتند و اعتراف کردند که آن سی دی را شکسته اند. گفته شده است که آن آهنگ حداقل در ایران مابین 3-2 میلیون بار شنیده و دانلود شده. موسیقی یاس مرزها را درهم نوردید و به آن سوی آب ها رفت و اکنون او به سرعت به صدای نسل خود تبدیل می شود . برای ایرانیان داخل و خارج کشور از او تقریبا به توپاک ایرانی یاد می کنند .

یاس در آهنگ ” هویت من” از غرورش نسبت به میراث و تاریخ ایران می خواند و به فیلم جنجال برانگیز ” 300 ” اشاره می کند ، آن آهنگ به نوعی از سرود ملی برای نسل های جوان تبدیل شد ، به خصوص یهودیان ایرانی که مشتاق برای ارتباط با فرهنگ و تاریخ غنی خود هستند . موسیقی او ، استاندارد جدیدی برای رپ ایران به وجود آورد .و الهام بخش افراد بسیاری شده و رپرهای فارسی را به سوی خود می آورد تا از سبکش با خواندن آهنگ های معنی دار و مثبت پیروی کنند .

شما او را خواهید دید که با دیگر هنرمندان همکاری می کند تا پرشین رپ را به دنیا معرفی و جهانی سازد .

جدیدا یاس در استودیو برای روی آخرین آلبومی که انتظارش را می رود کار می کند و شعرهایش بر روی موضوعاتی می باشد که شنونده را به سفری درون زندگی خصوصی او می برد . بهترین و پرافتخارترین لحظه ی زندگی او زمانی بود که توانست خواهرانش را ( که همگی دانش آموزان ممتازی هستند ) در کالج ثبت نام کند . امتیازی که او قادر به انجام آن نبود .

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

بیوگرافی یاس از زبان خودش:
متولد سال 1982 میلادی _مصادف با 1360 شمسی _ بیست و شش ساله
محل تولد : تهران
یاسر از سن شانزده سالگی به موسیقی رپ علاقه داشت و از آن زمان به بعد به آن گوش میداد.
هنگامی که پدرش برای کارهای تجاری به آلمان سفر می کرد برای او سیدی های خوانندگان سبک هیپ هاپ و به خصوص
توپاک را می آورد.
بعد از مرگ ناگهانی پدرش تمام مسئولیت خانواده بردوش او افتاد و توانست به سختی بدهی های پدرش را بپردازد.
او در هجده سالگی فکر رفتن به دانشگاه را از سرش بیرون کرد وبرای حمایت از خانواده اش _ مادر،برادرکوچکش و خواهرانش _ مشغول کار شد.
در این هنگام بود که شروع به نوشتن شعر کرد که خیلی زود تبدیل به متن آهنگ هایش شد.
این کار باعث می شد تا او به یاد پدرش بماند.
زلزله ی بم تاثیر عمیقی بر روی یاس گذاشت و باعث شد تا او اولین آهنگش را به نام بم بنویسد که ابتدای خواندن حرفه ای او بود.
او متوجه شد که توانایی گفتن تمام واقعیت ها را به زبان رپ دارد.
او تصمیم داشت تا برای کارهایش مجوز بگیرد ولی برای این کار با مشکلات زیادی مواجه شد و بارها مورد تمسخر قرار گرفت، ولی در نهایت موفق شد و توانست برای شش آهنگ از ده آهنگش مجوز بگیرد.
کارهای او مهمولا با بیان مشکلات اجتماعی جامعه شروع می شود و با امید پایان می یابد.او در آهنگ هایش ناسزا نمی گوید

کارهای یاس امروزه به قدری موفق شده که به نوعی به استاندارد جدیدی در رپ فارسی تبدیل شده .

دسته ها : بیوگرافی
مطلب حاضر یکی از کاملترین بیوگرافی های مربوط به این بازیکن است که تا به حال به فارسی برگردانده شده است بالاخره قرارداد ۸۰ میلیون پوندی خرید کریستیانو رونالدو کامل شد . تحلیل ها و دلایل زیادی بر این انتقال جنجالی گفته و نوشته شده است، اما خیلی از هواداران فوتبال دوست دارند بدانند در پس چهره خندان قهرمانان چه راز و رمزی نهفته و مثلا فلان سوپراستار از کجا شروع کرده و چطور زندگی می کند. جدا از جذابیتی که دانستن داستان زندگی این شخصیت ها دارد، بیشتر آشنا شدن نسل جوان با الگوهایشان و پند گرفتن از موقعیت های پیش آمده برای آنها ست که باعث شده یکی از پرطرفدارترین آثار، کتاب های خاطرات ورزشکاران معروف باشد. آشنایی با بیوگرافی یک فوتبالیست به شناخت بهتر اخلاق و حتی ویژگیهای تکنیکی او کمک فراوانی می کند. به همین دلیل زندگی ورزشی و شخصی کریس رونالدو برنده توپ طلای اروپا و بهترین فوتبالیست جهان در سال ۲۰۰۸ را با هم مرور می کنیم. کریستیانو رونالدو در پنجم فوریه۱۹۸۵ و در جزایر مادیرا در شهر فانشال به دنیا آمد.پدرش ژوزه دینیس آویرو و مادرش ماریا دولارس دو سانتوس به همراه یک برادر بهنام هوگو و دو خواهرش الما و کاتیا، خانواده شش نفره کریس را تشکیل می دادند. نامدوم رونالدو را پدرش به خاطر علاقه ای که به رونالد ریگان رئیس جمهور سابق آمریکاداشت انتخاب کرد البته نه بدلیل سیاسی بلکه ریگان هنرپیشه مورد علاقه وی بود اعجوبه ی پرتغالی در بین خانواده ای فقیر متولد شد.پدری کارگرو مادری عاشق امور منزل داشت. درکودکی بخاطر علاقه ی شدید به پاتریک کلایورت،با نام کلایورت نام برده می شد.کریس خودش در مورد علاقه اش به فوتبال در کودکی می گوید به قدری عاشق فوتبال بوده که اگر توپی رو هم در اختیار نداشته با در هم کردن لنگه جوراب هایش خود رو سرگرم می کرده.ماریا دوس سانتوس معلم دوران ابتدایی رونالدو در مورد علاقه ی شدید رونالدو به فوتبال می گوید: «به یاد دارم کریس هر وقت اوقات آزادی پیدا می کرد به فوتبال می پرداخت.» وقتی پدر کریس از این علاقه ی پسرش به فوتبال اگاه شد به وی اجازه داد تا از همان دوران کودکی فوتبال رو به روش صحیح تری بازی کنه… رونالدو از سه سالگی فوتبال را روی ماسه های کنار ساحل مادیرا آغاز کرد و پس ازورود به مدرسه در سن شش سالگی جدیتر به فوتبال پرداخت. کریس از کودکی طرفدار باشگاهاس ال بنفیکای لیسبون بود ولی تقدیر چنین رقم خورد که به تیم رقیب یعنی اسپورتینگ منتقل شود. اولین بازی رونالدو در سن هشت سالگی برای تیم آماتور آندورینیااتفاق افتاد که پدرش هم در همان باشگاه تدارکاتچی بود. در سال ۱۹۹۵ که کریس ۱۰سالداشت، دو باشگاه خوب منطقه مادیرا یعنی ماریتیمو و ناسیونال علاقه مند به امضایقرارداد با او شدند؛ ماریتیمو که باشگاه بزرگتر منطقه است بخاطر از دست رفتن قرارملاقات با “روی سانتوس” مربی آندورینیا، شانس بدست آوردن رونالدو را به همسایه خودیعنی ناسیونال داد و کریس به آنها پیوست. پس از یکسال بازی در ناسیونال و بردنعنوان قهرمانی رده نونهالان، فقط با سه روز تمرین به اسپورتینگ لیسبون می پیوندد. کریس رفتنبه این باشگاه را مدیون زحمات و پشتیبانی مادرش می داند. اولین بازی با اسپورتینگ اولین بازی رونالدو با پیراهن راه راه سبز و سفید اسپورتینگ دربرابر”موریرنسه” دو گل برای کریس نوجوان داشت که شروع خوبی در آلکوچته یا کارخانهفوتبال لیسبونی ها به حساب می آید. برای بازیهای قهرمانی جوانان زیر ۱۷سال اروپا بهتیم ملی دعوت می شود و اول بار توسط ژرارد هولیه سرمربی وقت لیورپول مورد توجه قرارمی گیرد، حالا رونالدو ۱۶ساله است. مدیران لیورپول با جذب کریس مخالفت کردند چونمعتقد بودند که وی خیلی جوان است و فوتبالیست بهتر از او فراوان. دلربایی از سر الکس فرگوسن در همین زمان اسپورتینگ در یکبازی اروپایی با یونایتد روبرو می شود و با نتیجه سه بر یک به پیروزی می رسد، آن شبسر آلکس مجذوب هنر جوانکی می شود که می تواند در دو گوش راست و چپ و با هر دوپادفاع حریف را به هم بریزد. سال ۲۰۰۳ است و دیوید بکهام از منچستر به قصد مادرید جداشده. پیراهن افسانه ای شماره هفت یونایتد بی صاحب شده ولی فرگوسن تصمیم خود راگرفته؛ هفت به کریس رونالدو می رسد و با ۱۲٫۲۴ میلیون پوند، حالا یک شیطان سرخ است … در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۳ نخستین نمایش کریس برابر بولتون از دقیقه۶۰ شروع شد،گل نمیزند ولی یک پنالتی برای تیمش می گیرد تا در جشن پیروزی چهار بر صفر شرکت کند. کریس تحت نظر سرآلکس پیشرفت می کند؛ سال ۲۰۰۵ با نیستلروی در حین تمرین درگیر میشود، زمزمه ها برای ترک باشگاه به گوش می رسد ولی نتیجه این است: “رود” به مادریدمی رود و رونالدو قراردادش تا ۲۰۱۰ تمدید می شود! درخشش با من یو و آغاز شایعات چند کارت زرد و قرمز نشان از ناپختگی ستاره جوان دارد، فرگوسن در منیو و اسکولاری در تیم ملی وارد عمل می شوند تا کریس جوان بر اعصابش مسلط شود؛ ۲۹اکتبر ۲۰۰۵ هزارمین گل یونایتد را در لیگ برتر به ثمر می رساند. اولین افتخاررونالدو بدست می آید: بهترین فوتبالیست جوان سال از طرف فیفا؛ در آگوست ۲۰۰۳ برابرقزاقستان با پیراهن سرخ تیم ملی پرتغال ظاهر می شود و به یورو۲۰۰۴ می رود. با تیمالمپیک در آتن ۲۰۰۴ بازی می کند؛ “پدر مرد”، ۷ سپتامبر۲۰۰۵ تنها چند ساعت پس از فوتپدرش مقابل روسیه بازی می کند. در سال ۲۰۰۶ اولین گل جام جهانی خود را دربرابر ایران به ثمر می رساند و سپس در مرحله یک چهارم نهایی در ۸ جولای ۲۰۰۶ باعثاخراج هم تیمی خود وین رونی می شود البته در بازی ملی با انگلستان و از همین جاشایعات جدایی او از یونایتد آغاز می شود. جو سنگین رسانه ای و اعتراض هواداران کریسرا به سمت درب ورودی رئال مادرید هل می داد ولی سرآلکس مانع این اتفاق شد و باقهرمانی یونایتد در فصل بعد، درایت خود را دراینباره به رخ کشید؛ اوج رونالدو درفصل ۲۰۰۸-۲۰۰۷ رقم خورد جایی که با من یو ۴۲ گل می زند و علاوه بر لیگ برتر،قهرمانی باشگاههای اروپا را نیز جشن می گیرد و کفش و توپ طلای اروپا را مال خود میکند؛ رئالی ها بلافاصله وارد عمل می شوند و تمام تابستان ۲۰۰۸ را به تبلیغ برایانتقال رونالدو به تیمشان می گذرانند ولی بازهم دخالت فرگوسن نقشه ها را نقش بر آبمی کند: “من تصمیم گرفتم با جان و دلم برای یونایتد بازی کنم”، این جمله آب سردیبود بر سر رئالی های پرمدعا که ترانسفر کریس به مادرید را پایان گرفته می پنداشتند. با این حال فقط یک سال طول کشید تا این انتقال جنجالی دوباره به جریان بیفتد.علایق شخصی به آنجلیناجولی ، ژوان کلود و وان دام به عنوان ستاره های دوست داشتنی سینما توجه دارد و فیلم های حادثه ای مانند سکانس ششم و صخره را فوق العاده دوست دارد.عاشق دیه گو مارادوناست اما الگوی خود را تیری هانری و لوئیزفیگو می داند همیشه می خندد و به خاطر چهره معصوم وفتوژ نیک خود برای چند بار به عنوان مدل لباس مردان در مجلات اروپایی مورد استفاده قرار گرفته است. رونالدو علاقه ی شدیدی به اتومبیل ها داره و اگه بخواهیم یکی از دهها ماشینش رو نام ببریم یه پورشه نقره ای داره و یه بی.ام.وی مشکی. از دیگر علایق کریس همکاری با شرکت نایکه.کریس یه ساختمون ۱/۵ میلیون دلاری در چشایز انگلیس داره. کریستین بازیکن خیرخواهی است و در زلزله تسونامی یه میلیارد روپیه رو جمع کرد و تقدیم به آسیب دیدگان کرد.در اندونزی هم چند خونه خرید و به بی خانمان ها داد. وی عاشق شنیدن موسیقی های مرتبط به رقص است. رنگ سفید رو هم دوست داره. زندگی شخصی : تا به حال سه بار با دخترهای مختلف نامزدی های مختلف داشته است. اولین نامزد او خواهر بزرگ تر ماریو ژاردل فوتبالیست برزیلی تیم اسپورتینگ بود ارتباط کریستیانو با ژورنا ژاردل زیاد دوام نداشت ژورنا ژاردل یک مدل عکاسی و نیز مدیر برنامه های برادرش بود که وقت زیادی برای کریستیانو نمی گذاشت و در اولین بازی او برای منچستریونایتد در مقابل بولتون با او آشنا شد. لورن فراین نامزد دوم اوست که خودش نیز قبلا” با آلان اسمیت بازیکن شرور و بداخلاق منچستریونایتد سروسری داشت !!! مرچی رومه رو یک دختر هنرپیشه : او متولد ۲۷ نوامبر ۱۹۷۶ در کشور آندورا سرزمینی واقع در بین اسپانیا و فرانسه می باشد اما اصلیت اسپانیایی داشته و در پرتغال زندگی می کند مرچی رومه رو هر روز صبح در تلویزیون پرتغال مجری برنامه ای است به نام پرتغال در قلب من که از این طریق محبوبیت فوق العاده ای در بین خانواده ها کسب کرده است او به ورزش یوگا نیز بسیار علاقه مند است و قبلا با رونالدو نامزد بود که تفاوت سنی آنها تقریبا۱۰ سال بود بعد از آن جما اتکینسون نامزد بعدی او بود که به گفته ی خود جما طریقه ی آشنا شدن اونا برمیگرده به برنامه ی یونیسف که در حدود چند ماه قبل در اولدترافورد برگزار شد. امروز با تمام این روایات حالا کریستیانو رونالدو در سن ۲۴ سالگی گرانترین بازیکن جهان است. شاید به نظر برخی قهرمانی بعصاب خردکن و خودخواه به نظر برسد و شاید هم ستاره ای بی بدیل، ولی برای دنیای فوتبال بازیکنی است که مفتخر به عنوان “بهترین بهترینهای اروپا” و “جهان” شده است. هم اکنون فصل تازه ای در زندگی حرفه ای کریس باز شده و رویای بازی در سانتیاگو برنابئو به حقیقت پیوسته است.
دسته ها : بیوگرافی
مشخصات فردی

نام:
جرارد پیکه

پست: مدافع
محل تولد: بارسلونا
تاریخ تولد: 02-02-1987
قد: 192 سانتیمتر
وزن: 85 کیلوگرم

جرارد پیکه به بارسلونا که در آنجا فوتبالش را آغاز کرده بود در تابستان 2008 بعد از گذراندن 3 فصل در منچستریونایتد و یک فصل در رئال زاراگوزا بازگشت.

پیکه در روز 2 فوریه سال 1987 به دنیا آمد و از همان روز عضو باشگاه بارسلونا شد. از زمانی که بسیار کوچک بود در باشگاه بود و در سن 10 سالگی به جوانترین تیم باشگاه (Alev?n B) پیوست.

از آن زمان او پله های مختلف تیم های پایه را طی کرد، و به موفقیت های مختلفی نیز رسید (Alev?n A, Infantil B و A, Cadete B و A and Juvenil B و A). زمانی که در سطحCadete B بازی میکرد، تیتو ویلانووا مربی او بود و اکنون بعد از بازگشت به تیم اصلی یک بار دیگر با او روبرو خواهد شد. در طول این مدت جرارد پیکه توانست توانای هایش را در نقاط مختلف زمین وحتی در گلزنی با وجود اینکه او یک مدافع است نشان داد. در پایان فصل 04-2003 او برای مدتی از آبی اناری پوشان جدا شد و به منچستریونایتد پیوست. او اولین بازی خود را برای تیم انگلیسی تنها سه هفته بعد از رسیدن به منچستر و در 26 اکتبر در جام اتحادیه برابر کرو الکساندرا انجام داد. او در فصل 06-2005 نیز با تیم فرگوسن بود و سپس برای فصل 2006-07 به رئال زاراگزو قرض داده شد.

در تنها فصلی که او در تیم آراگون (زاراگوزا) بود، به عنوان هافبک دفاعی در جلو 4 مدافع بازی کرد. این مرد کاتالانی در آن فصل 22 بازی در لیگ انجام داد که 18 تا از آنها را از ابتدا در ترکیب بود و 2 گل نیز به ثمر رساند. در این مدت او در کنار گابی میلیتو که اکنون نیز با او خواهد بود بازی کرد.

فصل 08-2007 زمان بازگشت پیکه به منچستریونایتد بود، جایی که او دو قهرمانی در لیگ و لیگ قهرمانان را جشن گرفت. او فصل خاطر انگیزی داشت، به خصوص اینکه 2 گل نیز به ثمر رساند.

ما برای بازی او در تیم های ملی افتخار میکنیم، او در تیم زیر 21 سال مهره ثابتی است، و حتی با تیم های ملی پایه دیگری سنین نیز بوده است. او در جام جهانی زیر 20 سال در سال 2007 در کانادا، جام ملتهای اروپا زیر19 سال در سال 2006 در لهستان (که اسپانیا قهرمان شد) و جام ملتهای اروپا زیر 17 سال در سال 2004 در فرانسه بازی کرده است.

خصوصیات

این کاتالانی یک دفاع عظیم الجثه است (1.92 سانتیمتر قد و 85 وزن). وضعیت فیزیکی و تکنیکی او، او را در هوا قوی میکند. او همچنین میداند چگونه از این توانایی ها مخصوصا در هنگام حمله و در موقعیت توپهای مرده استفاده کند. پیکه توانایی بازی در پست هافبک دفاعی در مقابل 4 مدافع را همانگونه که در زاراگوزا نشان داد، دارد.

افتخارات


منچستر یونایتد

2007-08 لیگ برتر
2007-08 لیگ قهرمانان
2005-06 جام اتحادیه

اسپانیا

2005-06 قهرمانی جام ملتهای اروپا زیر 19 سال
2003-04 جام برندگان ملتهای اروپا زیر 17 سال
وقهرمانی در 4 جام این فصل داخلی اسپانیا 2 جام
قهرمان اروپا
قهرمانی در جام باشگاهای جهان
دسته ها : بیوگرافی


شناسنامه
- نام کامل» لیونل آندرس مسی
- تاریخ و محل تولد: ۲۴ ژوئن ۱۹۸۷ در روزاریوی آرژانتین
- ملیت: آرژانتینی و اسپانیائی
- قد: ۱۶۹ سانتی متر
- وزن: ۶۷ کیلوگرم
- باشگاهها: جوانان بارسلونا، بارسلونا
- نخستین بازی ملی: آگوست ۲۰۰۵ برابر مجارستان





اولین بازی
یک‌ فوروارد کامل‌ زمانی‌ کارش‌ را صحیح‌ انجام‌ داده‌ که‌ گلی‌ را به‌ ثمر رسانده‌ باشد. «مسی‌» در این‌ دیدار گلی‌ به‌ ثمر نرساند، اما یک‌ بار در موقعیت‌ گل‌ قرار گرفت‌ که‌ دفاع‌ حریف‌ روی‌ او تکل‌ خطا انجام‌ داد و یک‌ ضربه‌ آزاد به‌ نفع‌ «بارسا» اعلام‌ شد و زننده‌ این‌ ضربه‌ هم‌ کسی‌ نبود جز رونالدینیو که‌ با این‌ ضربه‌ اولین‌ گل‌ بازی‌ را به‌ ثمر رساند.

اولین گل
اولین گل او در دیدار مقابل آلباسته بود که روی پاس رونالدینیو در موقعیتی مناسب توپ را از روی سر دروازبان به درون دروازه انداخت

سیستم جوانگرا
«مسی‌» در «روناریو» متولد شده‌ است‌، در آرژانتین‌أ اما در «بارسلونا» همه‌ او را از خودشان‌ می‌دانند و به‌ نظر می‌رسد یکی‌ از اولین‌ محصول‌های‌ سیستم‌ جوان‌گرای‌ بارسلون‌ جدید باشد. با اینکه‌ رونالدینیو، اتوئو و دکو نام‌های‌ معروفی‌ هستند و در همه‌ جای‌ دنیا شناخته‌ شده‌اند، اما «بارسلونا» به‌ محصولات‌ جوان‌ داخلی‌ خود نیز می‌بالد و «مسی‌» آخرین‌ فرد از حلقه‌ نام‌های‌ پرداخته‌ شده‌یی‌ در «بارسلون‌» است‌ که‌ نام‌هایی‌ چون‌ «کارلوس‌ پویول‌»، «ژاوی‌ هرناندز»، «ویکتور والدز»، «آندره‌ اس‌ اینیستا» و... را شامل‌ می‌شود.




مقایسه با مارادونا
مسی‌ در سال‌ 1987 به‌ دنیا آمده‌ است‌. در پنج‌ سالگی‌ بازی‌ فوتبال‌ را آغاز کرده‌ )در باشگاه‌ گراندولی‌(أ در تیمی‌ که‌ پدرش‌ هم‌ در آن‌ مشغول‌ فعالیت‌ بوده‌ است‌. توانایی‌های‌ او مسوولان‌ باشگاه‌ «نیول‌ اولدبویز» را قانع‌ کرد که‌ «لیونل‌» را به‌ خدمت‌ بگیرند و او به‌ برادر بزرگترش‌ که‌ در آن‌ باشگاه‌ بازی‌ می‌کرد ملحق‌ شد. مربی‌ او در آن‌ باشگاه‌ «ایزیگو دومینگوئز»، می‌دانست‌ که‌ او استعداد شگرفی‌ در خود پنهان‌ دارد. او می‌گوید: «او می‌توانست‌ کارهایی‌ با توپ‌ انجام‌ دهد که‌ قوانین‌ فیزیک‌ را به‌ بازی‌ می‌گرفت‌. تنها کسی‌ که‌ قبل‌ او دیده‌ام‌ که‌ چنین‌ توانایی‌هایی‌ دارد، «دیه‌گو مارادونا» است‌...


مشکلات پزشکی
پیشرفت‌ «مسی‌» با اخباری‌ که‌ نشان‌ از یک‌ بیماری‌ هورمونی‌ در او داشت‌ که‌ باعث‌ توقف‌ رشد او می‌شد، تحت‌الشعاع‌ قرار گرفت‌. پدرش‌ تصمیم‌ گرفت‌ به‌ «کاتالونیا» مهاجرت‌ کند تا بتواند هزینه‌ درمانی‌ سنگین‌ او را به‌ نحوی‌ تامین‌ کند، اما «بارسلونا» همه‌ چیز را در مورد استعداد «لیونل‌» جوان‌ می‌دانست‌ و بنابراین‌ پیش‌قدم‌ شد تا هزینه‌های‌ درمان‌ او را بپردازد و همچنین‌ با او قراردادی‌ برای‌ بازی‌ در تیم‌ جوانان‌ «بارسلونا» منعقد شد.






آغاز به کار در اسپانیا
وقتی‌ «مسی‌» پا به‌ اسپانیا گذاشت‌ فقط‌ یک‌ متر و چهل‌ سانتی‌ متر قد داشت‌. اما قد و هیکل‌ و نیز توانایی‌های‌ او بسرعت‌ شروع‌ به‌ رشد کردند و در مدت‌ زمان‌ کوتاهی‌ حدود سی‌ سانتیمتر به‌ قد او اضافه‌ شد. پس‌ از به‌ ؤمر رساندن‌ سی‌ و هفت‌ گل‌ و سی‌ بازی‌ در اولین‌ فصل‌ بازی‌اش‌، فدراسیون‌ فوتبال‌ اسپانیا به‌ او پیشنهاد کرد تا در تیم‌ ملی‌ اسپانیا شروع‌ به‌ بازی‌ کند. مربی‌ تیم‌ زیر شانزده‌ ساله‌های‌ اسپانیا در آن‌ زمان‌ یعنی‌ آقای‌ «گینس‌ مندس‌» یکی‌ از بزرگترین‌ علاقه‌مندان‌ او بود. او در مورد «مسی‌» در آن‌ زمان‌ گفت‌: «در میان‌ بازیکنانی‌ در این‌ سن‌، او بهترین‌ بازیکنی‌ است‌ که‌ من‌ در عمرم‌ دیده‌ام‌.»



ثبت رکورد برای بارسلونا
در نوامبر سال‌ 2003، مسی‌ در یک‌ بازی‌ دوستانه‌ در مقابل‌ «اف‌ ث‌پورتو» بازی‌ کرد و یک‌ سال‌ بعد هم‌ اولین‌ بازی‌ رسمی‌اش‌ با پیراهن‌ بارسلونا را در مقابل‌ تیم‌ «اسپانیول‌» به‌ انجام‌ رساند. او در فصل‌ گذشته‌ در بازی‌های‌ چندی‌ ظاهر شد، من‌ جمله‌ در لیگ‌ قهرمانان‌ مقابل‌ «شاختار دونتسک‌». پس‌ از آن‌ در بازی‌ مقابل‌ «آلباسته‌» بود که‌ «لیوئل‌» با زدن‌ گل‌ در کتاب‌ رکوردهای‌ «بارسا» به‌ عنوان‌ جوانترین‌ گلزن‌ تاریخ‌ باشگاه‌ شناخته‌ شد.



بازیکنی جهانی
در تابستان‌ ستاره‌ اقبال‌ «مسی‌» بالاتر هم‌ رفت‌. او آرژانتین‌ را به‌ فتح‌ جام‌ جهانی‌ جوانان‌ رهنمون‌ شد. او در این‌ جام‌ عنوان‌ بهترین‌ گلزن‌ و بهترین‌ بازیکن‌ تورنمنت‌ را دریافت‌ کرد. مربی‌ آرژانتین‌ «خوزه‌ پکرمن‌»، او را در دیدار دوستانه‌ با مجارستان‌ به‌ تیم‌ ملی‌ بزرگسالان‌ دعوت‌ کرد، اما در این‌ بازی‌ او خودش‌ را نشان‌ نداد و از حیث‌ کارکرد منفی‌ در صدر اخبار قرار گرفت‌. «مسی‌» در این‌ بازی‌ دو دقیقه‌ پس‌ از ورود به‌ زمین‌ توسط‌ داور از بازی‌ اخراج‌ شد.


قرارداد جدید
«بارسلونا» از این‌ می‌هراسید که‌ مبادا باشگاه‌های‌ دیگر جواهرش‌ را از چنگ‌ باشگاه‌ در آورند، بنابراین‌ پس‌ از مدت‌زمان‌ کوتاهی‌ پس‌ از یک‌ قرارداد پنج‌ ساله‌، به‌ او پیشنهاد تمدید قرارداد دادند و با او تا سال‌ 2014 با حقوق‌ صد و پنجاه‌ میلیون‌ پوند که‌ هم‌ تراز قرارداد رونالدینیو بود، قرارداد بستند.



استعداد ویژه‌
مشکل‌ آنجا بود که‌ بارسلونا در دیدارهای‌ لیگ‌ اسپانیا نمی‌توانست‌ از مسی‌ استفاده‌ کند. ملیت‌ غیراسپانیایی‌ او اجازه‌ چنین‌ کاری‌ را به‌ باشگاه‌ در سال‌ جاری‌ نمی‌داد. اما اعطای‌ عنوان‌ شهروند افتخاری‌ اسپانیا به‌ او به‌ این‌ معناست‌ که‌ او دوباره‌ می‌تواند در ترکیب‌ تیم‌ مردمی‌ و محبوب‌ اسپانیا قرار گیرد. «ریکارد» عقیده‌ دارد می‌تواند از «مسی‌» در هر بازی‌ استفاده‌ کند و می‌گوید که‌ پس‌ از درخشش‌ در مقابل‌ «اودینزه‌» اعتمادش‌ به‌ «مسی‌» بیشتر شده‌ است‌. او می‌گوید: «مسی‌ یک‌ بار دیگر نشان‌ داد که‌ چه‌ استعداد ویژه‌یی‌ دارد. او همچنان‌ جوان‌ است‌، اما حضورش‌ در تیم‌ حیاتی‌ به‌ نظر می‌رسد.»




بعد از مارادونا هیچ فوتبالیستی نتوانست به خوبی یاد او را در دل ها زنده کند .تا این که بار دیگر در فوتبال آرژانتین حادثه ای رخ داد . و آن ظهور ستاره ای آرژانتینی، کوتاه قد، کم وزن با پوستی سفید بود به نام لیونل مسی. طولی نکشید که او با زدن ۳۷ گل در ۳۰مسابقه برای جوانان بارسلونا توجه همه را به خود جلب کرد . درمیان همه ی نگاه ها، نگاه دیگو آرماندو مارادونا جدی تر از همه او را می پایید. مارادونا با دیدن بازی های مسی به رازی بزرگ پی برد . احساس مارادونا به او می گفت که این بار جانشین واقعی اوپیدا شده.پس از مدتی باتلاش مارادونا و مربی تیم جوانان بارسلونا مسی به بارسلونای اصلی راه یافت. و به این ترتیب ستاره ی جوان به یکی از بزرگترین آرزوهایش دست یافت .اما برای مسی با ارزش تر از بازی کردن در تیم بارسلونا داشتن حامی بزرگی همچون مارادونا بود .




. بعد از مارادونا در تمام دنیا بازیکنان زیادی مارادونا نامیده شدند : مارادونای شرق، مارادونای غرب، مارادونای آسیا، مارادونای اروپا، مارادونای عرب و... . اما این موضوع یعنی خوانده شدن به نام مارادونا در آرژانتین کشور مارادوناها به گونه ی دیگری شکل گرفت . بیشتر بازیکنان آرژانتین در آغاز درخششان، مارادونا خوانده شده اند بازیکنانی مثل : آیمار، ریکلمه، توز , ساویولا و... . اما گویا هیچکدام لیاقت داشتن چنین لقبی را نداشتند و زیر سنگینی شهرت و افتخارات این نام کمر خم کردند .عدم موفقیت تمام این بازیکنان خود دلیلی بود تا کارشناسان و مردم بار دیگر به این باور برسند که مارادونا واقعا تکرار نشدنی است





فینال لیگ قهرمانان اروپا 2008 - 2009
مسی در بازی مقابل منچستر یونایتد در فینال لیگ قهرمانان اروپا خئش درخشید و در دیداری که با نتیجه 2 بر 0 به پیروزی رسیدند گل دوم تیمش را به ثمر رساند.ا. در فینال لیگ قهرمانان اروپا در فصل 2005 - 2006 به علت مصدومیت غایب بود ولی در این بازی حضور داشت و نقش مهمی هم در کسب این عنوان بارسلونا داشت.




- افتخارات تیمی:
لالیگا 2004 - 2005 و 2005 - 2006 و 2008 - 2009
جام حذفی اسپانیا 2008 - 2009
لیگ قهرمانان اروپا : 2005 - 2006 و 2008 - 2009
سوپر کاپ اسپانیا: 2005 و 2006 و 2009
مدال طلای المپیک 2008
قهرمان جام جهانی جوانان 2005
سوپرکاپ اروپا 2009


افتخارات شخصی:
بهترین بازیکن زیر 21 سال اروپا 2007
آقای گل جام جهانی جوانان 2005
بهترین بازیکن جام جهانی جوانان 2005
آقای گل لیگ قهرمانان اروپا 2008 - 2009

__________________



لیونل مسی، بهترین فوتبالیست دنیاست، اگر چه او همواره نحیف‌ترین هم به شمار می‌آید. این نوشته گزارشی است از روبرتو ساویانو درباره هنر مسی در فوتبال و دیدار او با این بازیکن در بارسلونا. روبرتو ساویانو در سال 1979 در نزدیکی ناپولی به دنیا آمد. او نخست به عنوان خبرنگار کار می‌کرد. Gomorrha پرفروش‌ترین کتابش در سال 2006 چاپ شد. کتابی درباره روش‌های کار گروه مافیایی «گومورا». این کتاب به 42 زبان بازگردان و از روی آن فیلمی هم ساخته شده است:


به نوشته وطن امروز و به نقل از Zeit Online ؛ با«لیو» در رختکن نوکمپ، یکی از بزرگ‌ترین ورزشگاه‌های دنیا رو به رو شدم. مسی از سکوها همانند لکه‌ای کوچک، مهارناشدنی و بسیار سریع به چشم می‌آید. او از نزدیک هم جوانی نحیف اما جان سخت و خستگی‌ناپذیر است؛ بی‌اندازه کمرو و خجالتی. زیر لب ترانه‌ای آرژانتینی را زمزمه می‌کند. چهره‌ای دوست داشتنی، صاف و بدون چین و چروک دارد، بدون ریش و سبیل.

لیونل مسی کوچک‌ترین قهرمان زنده فوتبال است، با لقب «کک». او اندام بچه را داراست. در واقع رشد او به عنوان کودک تقریبا در 10 سالگی متوقف شد. دست و پاهای کودکان دیگر بلندتر بودند؛ صدایشان هم دستخوش دگرگونی می‌شد. با این حال لیونل کوچک ماند. یک جای کار ایراد داشت. آزمایش‌ها هم این موضوع را تایید می‌کردند؛ هورمون‌های رشد او تا اندازه‌ای منظم عمل نمی‌کردند.

آن طور که معلوم شد، مسی به گونه‌ای نادر از بیماری «نانیسم» مبتلا بود. همزمان با هورمون‌های رشد در کار دیگر هورمون‌ها نیز اختلال‌هایی ایجاد شده بود و آنها نیز ترشح نمی‌شدند. پوشیده نگه داشتن این ایراد ناشدنی بود. دوستان در زمین فوتبال متوجه شدند که [رشد] لیونل متوقف مانده است. مسی می‌گوید: «همیشه کوچک‌تر از همه بودم. هر کاری که می‌کردم و هر کجا که می‌رفتم، آنها همیشه می‌گفتند لیونل عقب افتاده است.»

انگار او در جایی از مسیر از بقیه عقب افتاده بود.
در 11 سالگی قد او تقریبا 140 سانتی متر است. پیراهن باشگاهش، نیو ولز اولد بویز در شهر روزاریوی آرژانتین برایش بسیار بزرگ است و به تنش زار می‌زند. پایش در کفش شنا می‌کند، بنابراین او بند کفش‌هایش را همانند کفش‌های خانگی می‌بندد. او بازیکنی استثنایی است، با این حال اندام یک کوتوله 8 ساله را دارد و نه یک نوجوان در حال رشد را.

درست در سن و سالی که در آن هرکس با نگاه به آینده می‌خواهد استعدادهایش را برای رشد و پیشرفت به کار بگیرد، رشد اولیه در مورد دست ها، پاها و تن او راکد می‌ماند. این برای مسی به معنای پایان تمام امیدهایی است که از نخستین روزهای حضورش در زمین فوتبال در پنج سالگی داشت. او احساس می‌کند، که با پایان یافتن رشدش همه چیز پایان یافته است. هر چیزی که او می‌خواست روزی بشود. همزمان پزشکان در این اندیشه هستند که چنانچه با این بیماری به موقع مبارزه شود، شاید بتوان آن را بر طرف کرد.

تنها اقدام ممکن هورمون درمانی با هورمون GH است؛ بمباران سالانه که با کمک آن شاید بتوان سانتی‌متر‌هایی از رشد صورت نگرفته را جبران کرد؛ سانتی‌مترهایی را که او نیاز دارد تا با آنها بتواند با غول‌های فوتبال مدرن رقابت شانه به شانه‌ای داشته باشد. درمان این بیماری برای خانواده بی‌اندازه سنگین و پرهزینه است، درمان آن ماهانه 900‌دلار خرج دربر دارد. فوتبال برای رشد و رشد برای فوتبال؛ از این به بعد این تنها راه پیش‌رواست.

او در جریان یک بازی توجه یک استعداد یاب را به خود جلب می‌کند. استعدادیاب‌ها در زندگی بازیکنان فوتبال همه چیز هستند. با هر مسابقه‌ای که آنها به تماشایش می‌روند، با هر نوجوانی که تصمیم می‌گیرند، رشد و پیشرفتش را پیگیری کنند و با هر پدری که می‌خواهند، با او به صحبت بنشینند، درباره سرنوشتی تصمیم می‌گیرند و آن را رقم می‌زنند. آنها در بیشتر موارد درها را به روی بازیکنان جوان می‌گشایند. با همه اینها چیزی که باید به مسی ارائه‌ شود، بسیار بیشتر است. آنها نه تنها می‌توانند فوتبالیست شدن را برای او ممکن کنند، که سلامت و تندرستی را بار دیگر به او باز می‌گردانند.

کارلس رکساچ، مدیر ورزشی بارسلونا پس از آنکه لیونل را در زمین دیده بود، این طور تعریف می‌کند: «پنج دقیقه برای دیدن اینکه او برگزیده است، کافی بود». آشکار است که استعدادی بی‌نظیر در پاهای مسی نهفته است. چیزی که از فوتبال فراتر می‌رود. وقتی کسی به تماشای او هنگام فوتبال می‌نشیند، همانند وقتی است که فرد به موسیقی گوش می‌دهد، گویی هر قطعه در یک ترکیب از هم پاشیده به جای خودش بازمی‌گردد.

رکساچ می‌خواهد او را خیلی زود از آن خود کند: «هر کسی بود، بلافاصله او را با طلا می‌سنجید». آنها روی یک کاغذ بی ارزش قرار داد خود را می‌نویسند، روی یک دستمال. رکساچ و پدر «کک» پای آن قرارداد را امضا می‌کنند. این تکه کاغذ بی ارزش زندگی لیونل را دگرگون خواهد کرد. بارسلونا این کودک جاودانه را باور دارد.

باشگاه تصمیم می‌گیرد که هزینه‌های هر هورمونی را که ترشح نمی‌شود، بپردازد اما مسی برای درمان باید راهی اسپانیا شود، همراه با همه اعضای خانواده، پدر، مادر و سه خواهر و برادرش که اکنون با او از روزاریو رفته‌اند؛ بدون مدرک و بدون کار و با اعتماد صرف به قراردادی که روی یک دستمال نوشته شده است. با این امیدواری که شاید در این اندام کودکانه بخت و اقبال آنها نهفته باشد. باشگاه در سال 2000 به مدت

3 سال هر گونه پشتیبانی پزشکی و درمانی مسی را تضمین می‌کند. برخی بر این باورند که شخصی که ایمان دارد به یاری فوتبال می‌تواند از جهنم و عذاب خارج شود، نیرویی در خود دارد که او را به هدف دلخواهش می‌رساند.

با این همه درمان به گونه‌ای وحشتناک توان مسی را می‌گیرد. حالش همواره بد است و پی‌درپی بالا می‌آورد. عضله‌ها به نظر در حال پاره شدن و استخوان‌های بدن در حال خرد شدن هستند. در عرض چند ماه اندامش بزرگ‌تر شده و به اندازه‌ای می‌رسد که در واقع در مدت چند سال باید به این اندازه می‌رسید.

مسی می‌گوید: «توانایی درد کشیدن را نداشتم و نمی‌توانستم به باشگاه جدیدم چیزی ارائه‌ بدهم، باشگاهی که همه چیز را مدیونش هستم». تفاوتی بنیادین میان آنهایی است که استعدادشان را به کار می‌گیرند تا پیشرفت کنند و آنهایی که همه چیزشان بسته به آن استعداد است.

هنر زندگی است اما نه به این معنا که هنر همه چیز یک فرد شود و او را در خود غرق کند بلکه به آن معناست که به شخصی آتیه ببخشد. برنامه دومی وجود ندارد، هیچگونه جایگزینی هم وجود ندارد که بتوان به آن رجوع کرد.

سرانجام بارسلونا پس از 3 سال می‌خواهد لیونل مسی را به کار بگیرد و خانواده می‌داند که اگر او اکنون نتواند آنطور که از او انتظار می‌رود، بازی کند، دردسرهایی برطرف ناشدنی پیش خواهد آمد. آنها در آرژانتین همه چیز را از دست داده‌اند و در اسپانیا هم هنوز چیزی را به دست نیاورده‌اند. اما زمانی که «کک» شروع به بازی می‌کند، هرگونه ترس و هراسی محو و برطرف می‌شود. مسی با تمرین سخت و پشتیبانی باشگاه نه تنها شجاعت که حتی رشد جسمانی لازم را نیز سال به سال و سانتی‌متر به سانتی‌متر به دست می‌آورد.

هیچ کس به درستی نمی‌داند که او امروز چند سانتی‌متر قامت دارد. بیشتر افراد می‌گویند او 69 / 1 متر است برخی هم کمی کمتر. برخی هم عنوان می‌کنند مسی هم‌اکنون به 60 / 1 می‌رسد و هنوز هم در حال رشد است. منابع رسمی دقیق نیستند. آنها به او رفته رفته سانتی‌مترهای بیشتری را نسبت می‌دهند.

گویا بحث بر سر درآمد یا بهایی است که او از خود در میدان نشان می‌دهد. حقیقت آن است که پیش از به صدا درآمدن سوت آغاز بازی و زمانی که دو تیم برابر هم صف‌آرایی می‌کنند، قد بازیکنان کم و بیش در یک اندازه و راستاست. تنها باید به چهره بازیکنان نگاه کرد تا چهره مسی را تشخیص داد. زمانی که تصاویر تلویزیونی سر او را نشان ندهد،‌ از اندامش نمی‌توان دریافت او مسی است.

در واقع هیچ کسی به طور پی‌درپی به دنبال او نیست. مرکز ثقل او به گونه‌ای است که مدافعانی که می‌کوشند او را متوقف یا سرنگون کنند، نمی‌توانند. او زمین نمی‌خورد حتی متزلزل هم نمی‌شود. به دویدنش ادامه می‌دهد، توپ را پیش می‌اندازد، متوقف نمی‌شود، دریبل می‌کند، جلو می‌زند، می‌خزد، فرار می‌کند و فریب می‌دهد. او مهارناشدنی است.

در بارسلونا به تمسخر گفته می‌شود، روبرتو کارلوس و فابیو کاناوارو، مدافعان بزرگ سابق رئال مادرید، ترجیح می‌دادند هرگز به چهره مسی نگاه نکنند، تنها به این خاطر که هرگز نتوانسته بودند، از او جلو بزنند. مسی فوق‌العاده سریع است. او با پاهای کوچکش مثل برق می‌دود، پاهایی که توپ را محکم حفظ و با هر حرکتی آن را کنترل می‌کنند. انگار که آنها دست هستند نه پا. حریفانش با مانورهای فریب دهنده‌اش ناگهان خود را دست خالی می‌یابند. نه از مسی خبری است و نه از توپ!

تماشای [بازی] مسی یعنی تماشای چیزی فراتر از فوتبال. چیزی ورای فوتبال و همتراز با زیبایی. همسان با شور و هیجان. بیننده او دیگر فاصله‌ای میان خود و مسابقه نمی‌یابد، بلکه خود را کاملا در درون آن می‌یابد و با حرکت‌های ناشیانه اما هماهنگش همذات پنداری می‌کند.

از همین رو بازی مسی با قطعه‌های پیانوی آرتورو بندتی میکل آنجلی، با تابلوهای رافائل و با فرمول‌های ریاضی جان نش درباره تئوری بازی که فراتر از یک آهنگ، رنگ و منطق هستند، قابل قیاس است. اینها که گفته شد همگی تاثیری هیپنوتیزم گونه دارند. درست همانند وقتی که کسی برای نخستین بار به تماشای بازی مسی می‌نشیند. او خواسته یا ناخواسته تحت تاثیر قرار می‌گیرد.

زمانی که توصیف روزنامه‌نگاران ورزشی از مسی را می‌خوانیم، در می‌یابیم که او چه تردست هنرمندی است. در جریان مسابقه‌ای میان بارسلونا و رئال مادرید که در آن بازیکنان حریف می‌کوشیدند، او را پی در پی از کار بیاندازند، گزارشگر مسابقه گزارش بازی را رها کرده و با هیجان تمام فریاد می‌کشد: «او نمی‌افتد، نمی‌افتد، نمییی افتددد!!!» در مسابقه‌ای دیگر میان دو دشمن دیرینه فریادهای پرشور «messi, messi» با حرف a همراه می‌شود و او از این پس برای همیشه «مسیا» [ناجی] خوانده می‌شود. دومین لقبش پس از «کک». بازی او به گونه‌ای سحرآمیز همه را شگفت‌زده و مبهوت می‌کند.

و مسیح او در فوتبال کسی جز دیه‌گو آرماندو مارادونا نیست. به ندرت می‌توان باور کرد، با این حال زمانی که مسی بازی می‌کند، پاس‌های مارادونا را در سر دارد؛ درست همانند یک شطرنج باز که در موقعیت‌های مشخصی از بازی از حرکت‌های قهرمانی بزرگ الگوبرداری و درست همان حرکت‌ها را اجرا می‌کند. مسی در 18 آوریل 2007 در بارسلونا کپی گلی را به ثمر رساند که مارادونا در 22 ژوئن 1986 در مکزیک به ثمر رسانده بود و از آن با عنوان گل قرن یاد می‌شود.

بیست سال بعد اما درست عین همان. مسی هم در 60 متری دروازه حریف حرکتش را آغاز کرد، او هم در یک استارت دو بازیکن حریف را جا گذاشت و با سرعت روانه محوطه جریمه شد، همان جا یکی از بازیکنان که او آنها را جاگذاشته بود، دوباره تلاش می‌کند، او را سرنگون کند اما بی‌نتیجه. سه مدافع مسی را احاطه می‌کنند اما او به جای آنکه گلزنی کند، به سمت راست می‌رود، دروازه‌بان و بازیکنی دیگر را دریبل می‌کند... و گل می‌زند و پس از گل تصویری از بهت بازیکنان بارسلونا که از حیرت در جای خود میخکوب شده‌اند.

آنها سرهایشان را در دست گرفته‌اند و چنان به دور و بر خود نگاه می‌کنند که گویا نمی‌توانند باور کنند بار دیگر توانسته‌اند شاهد به ثمر رسیدن چنین گلی باشند. زمانی که مارادونا در مکزیک گلزنی کرد، مسی هنوز به دنیا نیامده بود. او تازه در سال 1987 متولد شد و دلیلی که من به خاطر آن به بارسلونا سفر کردم و می‌خواهم با او دیدار داشته باشم این است که من در ناپولی با افسانه دیه‌گو مارادونا بزرگ شدم. هیچ گاه بازی آرژانتین و ایتالیا را در جام جهانی 1990 فراموش نخواهم کرد.

مسابقه‌ای که دست بی‌رحم تقدیر خواسته بود که تیم ملی ایتالیای آزگلیو ویچینی و توتو اسکیلاچی در نیمه‌نهایی با آرژانتین مارادونا روبه‌رو شود. آن هم درست در ورزشگاه سائو پائولوی شهر ناپولی! زمانی که اسکیلاچی گل نخست را به ثمر می‌رساند، ورزشگاه واکنشی شادمانه را بروز می‌دهد. با این حال حس می‌شود که در میان تماشاگران اوضاع آن طور که باید باشد، نیست.

پس از گل کانی‌گیا فریاد‌های بلند تماشاگران غیر ایتالیایی و غیر ناپلی بر ضد مارادونا کارگر می‌شود و اکنون چیزی رخ می‌دهد که در تاریخ فوتبال هرگز اتفاق نیفتاده بود و شاید هم دیگر هیچگاه رخ نخواهد داد؛ جو حاکم بر ورزشگاه بر ضد تیم ملی خودی می‌شود. تماشاگران اهل ناپولی فریاد می‌کشند: «دیه‌گو! دیه‌گو!» آنها عادت کرده بودند که نام او را صدا بزنند. چگونه باید آنها را برای این کار تنبیه کرد و چگونه قرار بود آنها به ناگهان دیگر از او پشتیبانی نکنند؟ مارادونا موفق شد، منطق هواداری را وارونه کند.

آن روز را بسیار خوب به یاد دارم. تقریبا یازده ساله بودم و چنین فوتبالی را شاید دیگر بار به ندرت تجربه خواهم کرد. اما به نظر می‌رسد چیزی از گذشته بازگشته است. گل بازی برابر انگلیس در جام جهانی مکزیک و گلی که «کک» بیست سال بعد به ثمر رساند، یکی از لحظه‌های فراموش ناشدنی کودکی‌ام را تایید می‌کند. تصور می‌کنم که چه اندازه فوق‌العاده و یا سرگیجه آور بود، اگر می‌شد مسی را به هنگام بازی در ورزشگاه سائوپائولو تماشا کرد.

لحظه باورنکردنی دیدارم با مسی درست زمانی است که به او می‌گویم که او وقتی بازی می‌کند، شبیه مارادوناست. شبیه اواست یعنی نمی‌دانم چگونه باید تصویری را که هزاران بار دیده شده، بهتر بیان کنم. با این حال می‌خواهم این موضوع را به او بگویم. او به من پاسخ می‌دهد: «آیا این واقعیت دارد؟» پاسخی با لبخند، با خجالت و شرم بیشتر از معمول و البته شادمانی بسیار. از این گذشته مسی حاضر بود با من ملاقات کند، نه به این خاطر که من نویسنده هستم یا به خاطر اینگونه علت‌ها، بلکه تنها از آن رو که من اهل ناپولی هستم.

مسی می‌گوید: «ناپولی را دوست دارم. دوست دارم خیلی زود به آن شهر سر بزنم. بی‌تردید خوب خواهد بود اگر بتوانم در آنجا مدت بیشتری بمانم. این برای یک آرژانتینی درست همانند آن است که به خانه‌اش می‌رود. ناپولی برای مسی و بسیاری از هواداران بارسلونا مکانی مقدس البته در فوتبال به شمار می‌آید. ناپولی مکان تبرک بخشی استعدادهاست. شهری که رب النوع فوتبال در آن بهترین سال هایش را گذراند. جایی که او از هیچ برخاست و قهرمان شد. بالاتر از تمام تیم‌های بزرگ. فاتح دنیا.

لیونل مسی درست نقطه مقابل آن چیزی است که انسان از یک ستاره فوتبال انتظار دارد. او بی و دست‌و‌پاست و عبارت‌های معمولی را که به او پیشنهاد می‌شود، به کار نمی‌گیرد، سرخ می‌شود و به کفش هایش نگاه می‌کند. زمانی هم که نمی‌داند چه چیزی باید بگوید، شروع به جویدن انگشت‌هایش می‌کند. اما داستان «کک» از هر منظر بسیار شگفت انگیز است. مسی همانند زنبور مودار است.

می‌گویند زنبور مودار در واقع نباید پرواز کند، چرا که بدنش بسیار بزرگ است و تحمل این وزن برای بال‌های کوچکش بیش از اندازه دشوار. با این حال زنبور مودار این موضوع را نمی‌داند و بسادگی پرواز می‌کند. مسی هم با اندام کوچکش، با پاهای کوتاهش و سینه باریکش و با تمام اختلال‌های رشدش در واقع هرگز نباید می‌توانست در فوتبال مدرن و پر از درگیری امروز بازی کند!
"
__________________

دسته ها : بیوگرافی
  استیون جورج جرارد (زادهٔ ۳۰ مه ۱۹۸۰) (معروف به استیوی جی)‌ فوتبالیستی انگلیسی است که در حال حاضر در باشگاه فوتبال لیورپول بازی می‌کند. او را از بهترین هافبک‌های حال حاضر جهان می‌دانند. او، پس از دیدیه دشان، جوان‌ترین کاپیتانی است که جام باشگاه‌های اروپا را بالای سر برده‌است (در قهرمانی لیورپول در جام ۲۰۰۵).

 

زندگی‌نامهٔ شخصی

جرارد در ویستون، مرسی‌ساید متولد شد و در هویتون، مرسی‌ساید بزرگ شد. او در وست‌دربی، لیورپول به دبیرستان کاتولیک کاردینال هینان می‌رفت.

بر خلاف بسیاری از اسطوره‌های تیم لیورپول همچون رابی فاولر، مایکل اوون و جیمی کاراگر، جرارد از زمان کودکی طرفدار لیورپول بود. تصادفا یکی از اقوام کم‌سن‌وسال‌تر او به نام آنتونی جرارد فوتبالیستی حرفه‌ای است که کار را با اورتون (رقیب سنتی لیورپول) آغاز کرد و اکنون در لیگ دستهٔ دوم انگلستان برای والسال بازی می‌کند.

جرارد در حال حاضر با الکساندرا کوران (Alexandra Curran) از مرسی‌ساید نامزد کرده‌است. او از سال ۲۰۰۲ با الکساندر رابطه داشت و از ۲۰۰۴ با او نامزد کرد. آن‌ها صاحب دو فرزند هستند و قرار است در تابستان ۲۰۰۷ ازدواج کنند. فرزندان استیون و الکساندر، لیلی-الا(Lilly-Ella) (زادهٔ ۲۳ فوریهٔ ۲۰۰۴) و لکسی(Lexie) (زادهٔ ۹ مه ‌۲۰۰۶) نام دارند.

وضعیت کنونی :

جرارد معمولا به عنوان هافبک میانی بازی می‌کند گرچه در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ بیشتر به عنوان هافبک راست به میدان آمد. او گاها به عنوان دفاع راست نیز بازی کرده‌ است که معروف‌ترین مثال آن وقت‌های اضافهٔ فینال جام باشگاه‌های اروپای ۲۰۰۵ است.

جرارد تمام عمر ورزشی خود را در لیورپول گذرانده‌است. او در ردهٔ زیرسن از سال ۱۹۸۹ (۹ سالگی) تا سال ۹۸ برای تیم‌های پایهٔ لیورپول بازی می‌کرد و از سال ۹۸ نیز برای تیم بزرگسالان لیورپول بازی می‌کند. او در حال حاضر شمارهٔ ۸ این تیم را به تن دارد و کاپیتان آن است. از سال ۹۸ تا بحال مجموعا در 341 بازی لیورپول حاضر بوده و 64 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تنها آمار لیگ داخلی را دربر می‌گیرد و تا 5 سپتامبر ۲۰۰۶ به‌روز شده‌است).

جرارد در تیم ملی انگلستان شمارهٔ ۴ را به تن می‌کند . او از سال ۲۰۰۰ در این تیم بازی می‌کند و تا بحال در 49 بازی ملی حاضر بوده و 10 گل به ثمر رسانده‌است. (این آمار تا ۵ سپتامبر ۲۰۰۶ به روز شده‌است). در حال حاضر استیون کاپیتان دوم تیم ملی انگلستان است.

تاریخچهٔ بازی

جرارد برای اولین بار در ۳۰ نوامبر ۱۹۹۸ برای لیورپول به میدان آمد. او در نیمهٔ دوم بازی مقابل بلک‌برن با وگارد هگم تعویض شد. اولین ۹۰ دقیقهٔ او در جام یوفا و بازی مقابل سلتاویگو بود و با این‌که لیورپول در آن شب شکست خورد، جرارد ۱۸ ساله نام خود را مطرح کرد. او در ۵ دسامبر ۱۹۹۹ در بازی مقابل شفیلد ونزدی اولین گل خود را بری لیورپول به ثمر رساند.

در سال ۲۰۰۱ او به عنوان بازی‌کن جوان سال در انگلستان از سوی «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» انتخاب شد. در همان فصل او به همراه لیورپول به فینال سه جام راه یافت و در همهٔ آن‌ها بازی کرد. در فینال جام یوفا مقابل آلاوز گل دوم را به ثمر رساند.

در سپتامبر ۲۰۰۱ او در بازی معروف انگلستان مقابل آلمان (در مسابقات راه‌یابی به جام جهانی) یک گل به ثمر رساند و این اولین گل او برای تیم ملی انگلستان بود. انگلستان در آن بازی در خانهٔ حریف با نتیجهٔ پنج بر یک پیروز شد.

اما جرارد به علت مصدومیت نتوانست در جام جهانی ۲۰۰۲ حضور یابد. در تابستان ۲۰۰۴ چلسی وارد مذاکره برای خرید او شد اما نهایتا جرارد ماندن در لیورپول را ترجیح داد. دلایل این ماندن متفاوت و قابل بحث هستند. بعضی می‌گویند او می‌خواست پیش دوستان و خانواده‌اش بماند، بعضی می‌گویند مربی جدید لیورپولی‌ها، رافائل بنیتز، علت این انتخاب بود و بعضی می‌گویند طرفداران لیورپول او را به مرگ تهدید کرده بودند.

او در ۲۰ سپتامبر ۲۰۰۴ مقابل منچستر یونایتد مصدوم شد و این مصدومیت تا نوامبر آن سال او را از بازی محرم کرد.

در آخرین بازی مرحلهٔ گروهی جام باشگاه‌های اروپای همان سال جرارد از فاصلهٔ بیست و پنج یارد گلی حیاتی مقابل المپیاکوس یونان به ثمر رساند. لیورپول در آن بازی برای صعود نیاز به پیروزی با دو گل داشت و جرارد با به ثمر رساندن گل سوم صعود را تضمین کرد. خود جرارد آن گل را بهترین گلش برای لیورپول می‌داند.

از دیگر گل‌های معروف او گلی است که در فینال جام باشگاه‌ةای همان سال در ۲۵ می‌۲۰۰۵ در استانبول مقابل آث میلان به ثمر رساند. در آن هنگام آث میلان ۳ بر ۰ از لیورپول جلو بود و گل جرارد که با ضربهٔ سر به ثمر رسید آغاز بازی طوفانی لیورپولی‌ها بود. چند دقیقه بعد ولادیمیر اسمیچر گل دوم لیورپول را زد. سپس گنارو گاتوزو در یکی از حملات جرارد در محوطهٔ جریمه روی او خطا کرد، داور اعلام پنالتی کرد و ژابی آلونسو توپ را در دو ضرب به گل تبدیل کرد تا لیورپول ۳-۳ مساوی کند و نهایتا جام را فتح کند. فینال آن جام را کلا می‌توان اوج دورهٔ ورزشی جرارد دانست، خود او در مورد آن بازی گفته‌است:«چگونه می‌توانم پس از شبی مثل این، (لیورپول را) ترک کنم؟» او در آن مسابقات به عنوان باارزش‌ترین بازیکن فصل نیز انتخاب شد.

جرارد در فینال جام حذفی مقابل وست‌هام نیز به عنوان کاپیتان به میدان آمد و دو گل به ثمر رساند. گل دوم او در وقت‌های تلف‌شدهٔ نیمهٔ دوم به ثمر رسید و باعث به تساوی رسیدن بازی شد. جرارد از ۳۵ یاردی دروازهٔ شاکا هیسلوپ را باز کرد. گل او از طرف برنامهٔ مشهور «بازی روز» به عنوان گل فصل انتخاب شد و از بهترین گل‌های تاریخ جام حذفی انگلستان است. طبق محاسبات توپ او در یک ثانیه ۳۵ یارد را طی کرد و این بدین معنی است که حدود ۶۸ مایل در ساعت سرعت داشته‌است. در ضمن با این گل جرارد به افتخار بزرگی نایل آمد. او به عنوان یک هافبک در فینال چهار جام بزرگ گل زده بود. یعنی جام حذفی (۲۰۰۶ مقابل وست‌هام)، جام اتحادیه (۲۰۰۳ مقابل منچستر یونایتد)، جام یوفا (۲۰۰۱ مقابل آلاوز)، و جام باشگاه‌های اروپا (۲۰۰۵ مثابل آث میلان).

در ۸ ژولای ۲۰۰۵ پس از ماجراهایی جرارد نهایتا پیشنهاد چلسی را کنار زد و به همراه جیمی کاراگر قراردادش را به مدت چهار سال تمدید کرد.

در پایان فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶ او از طرف «انجمن بازی‌کنان حرفه‌ای» به عنوان بازی‌کن سال انگلستان انتخاب شد. از زمان جان بارنس در ۱۹۸۸ هیچ کس از لیورپول به چنین افتخاری نایل نیامده بود.

بعدها بنیتو فلورو، مدیر رئال مادرید، نیز برای خرید او وارد مذاکره شد اما جرارد با رد هرگونه پیشنهاد اعلام کرد:«تا وقتی که کسی بگوید مرا نمی‌خواهد، این‌جا می‌مانم!»

جرارد در نزدیکی‌های جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان مصدومیت کوتاهی داشت و گفته می‌شد که شاید اولین بازی انگلستان را از دست بدهد. اما او به بازی آمد و به همراه تیمش پاراگوئه را یک بر صفر شکست دادند. این اولین حضور او در جام جهانی بود که یک کارت زرد نیز برایش به ارمغان داشت. جرارد در بازی دوم انگلستان مقابل ترینیداد و توباگو نیز به میدان آمد. در آن بازی انگلستان با گل پیتر کراوچ یک بر صفر جلو افتاد و سپس در دقیقهٔ ۹۱ جرارد گل دوم را به ثمر رساند تا صعود انگلستان مسجل شود. جالب است که این گل نیز مقابل شاکا هیسلوپ به ثمر رسید، یعنی همان دروازه‌بانی که در فینال جام حذفی از ۳۵ یاردی از جرارد گل خورده بود.

جرارد در بازی سوم مقابل سوئد استراحت داده شد تا کارت دیگری دریافت نکند و از بازی بعدی محروم نشود اما به عنوان ذخیره به میدان آمد و دروازهٔ سوئد را باز کرد. جرارد در یک هشتم نهایی مقابل اکوادور نیز به میدان آمد و در پیروزی انگلستان نفش داشت. در یک چهارم نهایی انگلستان مقابل پرتغال ابتدا به تساوی صفر بر صفر رسید و کار به پنالتی کشیده شد. در پنالتی‌ها جرارد و دو هم تیمی اش پنالتی‌هاشان را گل نکردند تا انگلستان از جام حذف شود.

افتخارات

 با لیورپول
قهرمانی جام یوفا، جام حذفی و جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۰-۲۰۰۱
قهرمانی جام خیریه و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی لیگ برتر در فصل ۲۰۰۱-۲۰۰۲
قهرمانی جام اتحادیه و نایب قهرمانی جام خیریه در فصل ۲۰۰۲-۲۰۰۳
قهرمانی جام قهرمانان اروپا و نایب قهرمانی جام اتحادیه در فصل ۲۰۰۴-۲۰۰۵
قهرمانی جام حذفی و سوپرکاپ اروپا و نایب قهرمانی جام باشگاه‌های جهان در فصل ۲۰۰۵-۲۰۰۶
قهرمانی جام خیریه ۲۰۰۶

دسته ها : بیوگرافی

    گر تا الان پس از شنیدن «قوی ترین مرد دنیا کیست؟» بلافاصله به یاد حسین رضازاده می افتادید که با رکورد 5/263 کیلوگرم در حرکت دوضرب رکورد جاودانه یی را به نام خود ثبت کرده بود، دیگر باید کم کم عادت کنید که پس از شنیدن این سوال نام کاظم رجبی را بر زبان بیاورید. وزنه بردار 100«کیلوگرم کاروان ورزشی ایران در پارالمپیک 2008 که روز گذشته پنجمین مدال طلای ایران را به گردن آویخت کسی نبود جز «کاظم رجبی»: کسی که هفت ماه پیش به هر کسی وعده می داد قوی ترین مرد دنیا شود ولی آنقدر حرف های او را جدی نگرفتند تا بالاخره در مسابقات وزنه برداری پارالمپیک پکن طلای دسته 100«کیلوگرم را مال خود کرد. تمام کسانی که پخش مستقیم رقابت او را با دیگر وزنه برداران دنبال می کردند در جریان قهرمانی عجیب او بودند. رجبی در انتخاب ابتدایی خودش وزنه 5/257 کیلوگرمی را بالابرد تا با اختلاف 5/17 کیلوگرمی نسبت به «وارن کاردنس» وزنه بردار استرالیایی طلای خودش در پارالمپیک را قطعی کند. جالب اینکه کاظم رجبی با مهار آن وزنه رکورد جهانی دسته100«کیلوگرم و البته رکورد پارالمپیک را به نام خود ثبت کرد ولی او باز هم به این قناعت نکرد و با انتخاب وزنه 265 کیلوگرمی به دنبال ثبت یک رکورد دیگر بود. البته در سالن مسابقات همه دیدند که او ابتدا 260 کیلوگرم را انتخاب کرد ولی پس از گذشت چند ثانیه نظرش عوض شد و 5 کیلوگرم دیگر به آن وزنه اضافه کرد. تمام تماشاگران ایرانی مسابقه می دانستند او چرا 265 کیلوگرم را انتخاب کرده است. به هر حال وقتی بدانید رکورد جهانی رضازاده 5/263 کیلوگرم است و هنگامی که بفهمید کاظم رجبی در چند ماه گذشته برای شکستن رکورد حسین رضازاده خواب و خوراک نداشته دیگر چندان برایتان عجیب نخواهد بود که رجبی با چه استدلالی وزنه 265 کیلوگرمی را انتخاب کرده است. به هر حال او در تلاش اول خودش برای مهار وزنه 265 کیلوگرمی ناموفق بود و با سه چراغ قرمز داوران مواجه شد اما آخرین تلاش او با سه چراغ سفید همراه شد تا او قوی ترین مرد دنیا لقب بگیرد. باید اضافه کنیم رجبی در پارالمپیک 2004 آتن هم با مهار 5/242 کیلوگرم مدال طلای آن مسابقات را مال خود کرده بود و پس از گذشت چهار سال با 5/22 کیلوگرم پیشرفت رکورد جهانی فوق سنگین پارالمپیک را مال خود کرد. به هر حال پس از این باید نام کاظم رجبی را به عنوان قوی ترین مرد دنیا ثبت کنیم. حتی اگر او معلول باشد و به اجبار در پارالمپیک مسابقه دهد. رجبی پنجمین طلای ایران را در روز آخر مسابقات کسب کرد. پیش از او حمزه محمدی در وزنه برداری، جواد مردانی در پرتاب دیسک، محمدرضا میرزایی در پرتاب نیزه و تیم ملی والیبال نشسته چهار طلای دیگر را برای ایران ثبت کرده بودند. از سوی دیگر هم 6 مدال نقره و دو برنز دیگر ورزشکاران ایرانی باعث شد کاروان ورزشی ایران با کسب مجموع 13 مدال، در رتبه بیست و دوم جدول توزیع مدال های پارالمپیک بایستد: اتفاقی که احتمالاً با رضایت نسبی محمد علی آبادی رئیس سازمان تربیت بدنی همراه شود.
دسته ها : دانستنیها

 «امروز می پـرسـد: روز قـیامت دیگر چه وقت است ـــ ولی وقتی نور چشم را بگیرد ـــ و ماه ناپدید بشود ــ و خورشید و ماه یکی شوند ـــ آنروز می گـوید: گریزگاه کجاست»! قیامت 6ــ10

«وقتی خورشید حجیم شود وستارگان تیره شوند (بمیرند)». تکویر 1ــ2

«و وقتی جو کنده شود». تکویر 11

« و وقتی دریاها طغـیان کنند». انفطار 3

« و وقتی دریاها به غلیان آمده و تبخیر شوند». تکویر 6

« وقتیکه ستارگان کم کم تمام شوند». مرسلات 8

نکات آیات: 1ـ خورشید حجیم خواهد شد. 2ـ چشم را برق خواهد گرفت. 3ــ دریاها طغیان خواهند کرد. 4ـــ دریاها تبخیر خواهند شد. 5ـــ مـاه خـواهـد گرفت.6ـــ جو کـنـده خواهد شد.7ــ جو نسبت به زمین بمثابه پوست می ماند. 8ـ ماه و خـورشید یکی خواهند شد. 9ـ ستارگـان تیره خواهند شد (خواهند مرد). 10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد.
1ــ خورشید حجیم خواهد شد:
خورشید از هـیـدروژن و هلـیوم تشکیل شده است. بدلیل دمای بـسـیـار بـالای درون آن پیوسته هیدروژن آن تجزیه میشود و به هلیوم و حجم عظیمی از انرژی که گرما و نور و تشعشعات بـاشـد تبدیل میشود. هـیـدروژن آن روزی تـمام می شود و منبع هلیوم آن متلاشی می شـود و دمـای آن بالا میرود. بـه دلیل افـزایـش دما بخش (انبار) هـیدروژن به بیرون هل داده می شود و خورشید گسترش پیدا می کند و غـول آسایِ سرخ رنگ می شود. بعد دوباره کم کم جمع می شود و بعد دوباره امتداد پیدا می کند وبعد دوباره جمع و کوتوله سفید رنگ میشود. (عمر خورشید 5000 مـیـلـیـون سـال دیـگـر بـرآورد می شـود. ایـن تـخـمـیـن با بررسی انواع انفعـالات هــسـتـه ای مـوجـود در خورشید و در ترکیب خورشید و حساب اشعه های خارج شونده از آن، و حساب جرم آن زده شده است و بستگی به این دارد که: اولاًخورشید پیوسته هـمـیـن اندازه از ماده را تجزیه کند. و ثانیاً: نحوه تجزیه و فعل و انـفـعالات درون خورشید پیوسته به هـمین منوال کنونی خود ادامه داشته باشد. و این چیزی است که انسان از آن مطمئن نیست).
(مصدر تکویر در اصل بمعنی پیچاندن چیزی دور چیزی است. بعد بطور ضمنی بمعنی حجیم شدن، پف کردن، در خود جا دادن یا فرو بردن، کوره شدن و غیره بکار رفته است).
2ــ چشم را برق خواهد گرفت:

هنگامیکه خورشید گسترش پیدا می کند و غول آسا میشود، گازهای داغ آن سرد می شود و رنگ زرد آنها به رنگ سرخ تغییر می کند، ولی از آنجا که با غول آسا شدن آن قطر آن حدود 150 بار بزرگتر می شود و به ما خیلی نزدیک میشود علی رغم سردتر شدن گازهای آن درخشندگی و پرتو آنها برای ما خیلی خیلی بیشتر از آنچه فعلاً هست خواهد شد، و این باعـث برق گرفتن چشم خواهد شد.

3ــ دریاها طغیان خواهند کرد:
از آنجا که دمای هـوای قـطبها در حدی نیست که بـرفـهـای آن آب شـونـد سال بسال بر اندازه برف و یخ آنها افزوده می شود. و به هـمان اندازه نیز از آب دریا رفـته رفـته کاسته میشـود. وقـتی خـورشـیـد آغاز به گسترش پیدا کردن می کند دمای حرارت روی زمین بالا می رود و باعث ذوب شـدن بـرفـهـای قطبها میشود. با آب شدن آنها سطح آب دریاها بالاتر می آید و بهاین ترتیب دریاها طغـیان می کنند.


4ـــ دریاها تبخیر خواهند شد:
در ادامه گـسـتـرش خـورشـیـد و پـیـوسـته بالاتر رفـتن دمای حرارت در زمین، آبهای روی زمین تبخیر خواهند شد.


5ـــ ماه خواهد گرفت:
با افـزایش گرما و تبخیر شدن دریاها، جو زمین یکپارچه پر از بخار می شودو ماه دیده نخواهـد شد.
6ـــ جو کنده خواهد شد:
با گسترش خورشید و افزایش دماو تـبخیر دریاها، جو زمین از محدوده زمین خارج می شود و به فضا می رود. گرمای روی زمین روزها گرمتر از درون تنور خواهد شد.
7ــ جـو نسبت به زمین بمثابه پوست می ماند:
واژه «کشط» به معنی پوست کـنـدن اسـت. و «کـشـط شـدن» جـو به این معنی است که جو زمین بمثابه "پوست زمین" می ماند. قـطر زمین 12800 کـیلومتر است و ارتفاع جو 1000 کـیلومتر. یعنی ارتفاع جو نسبت به قطر زمین تقریباً یک سیزدهم است.این نسبتِ جو نسبت به قـطـر زمـین مانند نسبت پوست به مـیـوه می ماند.

8ــ ماه و خورشید یکی خواهند شد:
وقـتـی خورشید امتداد پیدا می کند و بزرگ می شود ابتدا عطارد را می بلعد که در فاصله 58 میلیون کیلومتری آن قراردارد. بـعـد زهره را می بلعـد که در فاصله 108 میلیون کیلومتری آن قرار دارد. و بعـد نوبت ماه میرسد و ماه را می بلعد. در آن زمان البته فاصله ماه تا زمین بیشتر از آنچه امروزه هست خواهد بود، چون ماه هر سال 3 سانتیمتر از زمین دور می شود. و بهاین ترتیب ماه و خورشید یکی خواهند شد.

9ـــ ستارگان تیره خواهند شد (خواهند مرد):
ستارگان نیز مانند سایر پدیده هـای دیگر تولد و زندگی و مرگ دارند. برخی ازستاره هائی که می بینیم از خیلی وقتها پیش مرده اند و ما فـقـط نورآنها را می بینیم، و بـقـیه نیز خواهند مرد.
10ـــ ستارگان کم کم تمام خواهند شد:
در داخل کهکـشـانـهـا از ابرهای گازی موجود در آنها بطور متوالـی ستاره های جدید متولد می شوند. ولی آن ابرهای گازی روزی تمام خواهند شد. وقتـی هـمـه گـازهای موجود در ابرهای گازی تمام شـوند سـتـاره هـای جـدیـد دیـگـری نمی توانند متولد شوند، و به این ترتیب ستارگان کم کم تمامخواهـند شد.

وضـعـیـت آسـمـان در آغـاز قـیامـت

« وقتی آسمان (منظومه شمسی) از هم گسیخته شود، مانند "گـُلی به شکلِ روغنِ ته مانده غذای سرخ کرده" خواهـد شد (رحمن: 37)». «روزیکه آسمان مانند چیزگداخته (یا روغن گداخته) شود ( معارج 8)».
(«دِهان» بمعنی: روغنِ سرخِ روشن، باقیمانده روغن، ته مانده روغن خوراک سرخ کرده شده ــ روغن مالیدنی ــ جای لیز و لغزنده ــ چرم سرخ ــ و ابزار روغن مالی است. و همینطور یکی از دو جمع «دُهن» است. دُهن روغن جامد است، (به روغن مایع «زیت» گفته می شود و به روغن جوشان و گداخته«مُهل»). دُهن همینطور به بارانضعیف گفته می شود (بارانی که زمین را کمی چرب و نرم می کند).
«مُهل» بمعنی: چیزی است که با آرامش با آن کار و برخورد می شود. و در معنی دوم خود به: هر چیز داغ و گداخته (از جمله روغن داغ و گداخته) ــ چرک، زرداب ــ طلا، نقره ــ چیزیکه قطره قطره می چکد ــ و اشیائیکه در تنور به نان می چسبند، اطلاق شده است.
وقـتی خورشید گسترش پیدا می کند، برخی از سیارات را می بلعد و برخی دیگر باقی می مانند. و مـنظـومه شمسی از هم گسیخته می شود، و همانطور که قرآن آنرا توصیف نموده و در تصویر می بینیم مانند "روغـن تـه مـانـده خـوراک سـرخ کرده" و مانند"روغن یا چـیـز گـداخـتـه" خـواهـد شـد.

مردگان زنده خواهند شد و رستگار شوندگان نجات داده خواهند شد
روز قیامت پس از دمـیـده شـدن دوباره در شـیـپـور مردگان زنـده می شـونـد. پـس از حـسـاب و کـتـاب، کـسانیکه رسـتگار می شوند از شرایطی که دیدیم نجات داده می شوند ولی کـسانیکه رستگار نمی شـوند هـمـانـجا جا گـذاشـتـه می شوند.

«روز قیامت می بینی "کسانیکه خـدا را دروغ پنداشتند"روسـیـاه شـده اند. آیـا جای افراد متکبر نباید در جهنم باشد؟! ولی کسانیکه نیک زندگی کردند خدا آنها را با رسـتـگاریشان از آن شرایط بیرونخواهد برد. نه آسیبی خواهند دید و نه خودشان اندوهِ چیزیرا خـواهند داشت»!

 



«و خواهند گفت: بهآن ایمان آوردیم! ولی چطور می خـواهند چیزیکه در فاصله دور در پرواز است را با دست بگیرند»؟
در روز رستاخیز کسانیکه به آن ایمان نیاورده بوده اند وقـتی آنرا ببینند می گویند: به آن ایمان آوردیم!
قرآن ایمان آوردن آنها در آن نقطه را به «با دست گرفتن پرنده درحال پرواز درفاصله دور» تشبیه کرده، که امری غیر ممکن است. یعنی آنجا وقت ایمان آوردن نیست وایمان آنها پذیرفـته نخواهد شد!

 و در شـیـپـور دمـیـده خواهد شد و هـر کـه در زمین و سـیارات باشد بیهـوش شده و می میرد غیر از آنکه خدا آنرا استثناء کرده باشد».

نکات آیه:

1ـــ صدا انسان را بیهوش می کند و می کشد: واحد اندازه گیری شدت صدا دسیبل است. پائین ترین صدائی که انسان می تواند بشنود20 دسیبل است. هنگامیکه شدت سر و صدا نزدیک 45 دسیبل است انسان به آسودگی نمی تواند بخوابد، نزدیک 85 دسیبل دردهای گوش آغاز می شود. در سر و صداهای نزدیک به 90 دسیبل آدم نمی بایست 8 ساعت بیشتر در آن فضا بماند، در 100 دسیبل نمی بایست بیش از دو ساعت بماند، در 110 دسیبل نمی بایست بیش از نیم ساعت بماند، و به 160 دسیبل که برسد آدم کر می شود.

در شدت سر و صدای دستگاهای ما فوق صوت که به 200 دسیبل می رسد بافت های خیلی از جانواران دریائی دریده می شود و می میرند. پرنده بلدرچین اگر صدای رعد شدید بشنود می میرد. فـشار موج بالای 200 دسیبل برای انسان کشندهاست. مثلاً انفجار یک بمب اتم در فـاصله 500 متری می تواند انسان را بکشد. (البته گرمای آن در آن فاصله کشنده تر است ولی در صورت کشته نشدن با گرمای آن از صدای آن می میرد).

2ـــ هنگام قیامت کسانی در سیارات خواهند بود: موقعیت عـلـمی انـسـان امـروز و رفـتن وی بـه مـاه درسـتی رفــتـن انـسان به سیارات دیگر و بودن وی در آنها را تأیید می کند.

تأثیرات زلزله روی موجودات زنده

«مـردم! رهنمودهای آفریدگار خود را بکار بگیرید که لرزش روز رستاخیز لرزشی بی سابقه است ـــ روزیکه با آن مواجه شوید: هر شـیر دهنده در حال شیر دهی شیرخوار خود را رها می کند وهر ماده بارداری وضع حمل میکند، و مردم را مست می بینی درحالیکه مست نیستند بلکه مجازات خـدا طولانی است».

نکات آیـه:

1ـــ زلزله باعث وضع حمل می شود،انسان را مست می کند، باعث رها نمودن شیردهی می شود:

موجهای صوتی با تناوب ضعیف، با تواتر و تناوب ضعیف تر از شنوائی بشر (مادون صوت) با 7 ــ 15 نوسان در هر ثانیه، بیش از آنچه شنیده شوند احساس می شوند و روی موجودات زنده تأثیر می گذارند. نمونه این نوع تواترو تناوبِ صوتی زلزله ها هستند. زلزله در صورت شـدید بودن و طول کشیدن از جمله همین تأثیراتی که در آیه بیان شده را روی انسان می گذارند. کسیکه در حال شیردادن به نوزاد است شیر دهی نوزاد را رها می کند. کسیکه باردار است وضع حمل می کند. و انسان گیج و منگ میشود یا به توصیف قـرآن "مست" بنظر می رسد.

2ـــ روز رستاخیز با زلزله بی سابقه همراه خواهد بود:

زمین از جهت غرب در جهت شرق بدور خود می چرخد که این امر یکی از دلایل ایجاد شب و روز در روی زمین است. هر صد سال یک هزارم ثانیه از سرعت حرکت زمین بدور خود کاسته میشود (به عبارتی هر یک قرن یک هزارم ثانیه به طول روز اضافه می شود). طوری که حدوداً 4 هزار میلیون سال پیش سرعت زمین آنقدر زیاد بوده است که طول شب و روز 4 ساعت بوده است. نتیجه کم شدن از سرعت زمین اینست که روزی زمین از حرکت باز خواهد ایستاد و بعد بهسمت عکس حرکتِ کنونی خود حرکت خواهد کرد (یعنی از شرق به غرب)، و خورشید نیز از غرب طلوع خواهد کرد. در مدتی که زمین از حرکت باز خواهد ایستاد دچار تنش و لرزشهای سهمگینِِ بی سابقه خواهد شد.

دسته ها : دانستنیها

 

نام اصلی: John Felix Anthony

لقب: John Cena

تاریخ تولد: ۲۳ آپریل ۱۹۷۷

محل تولد: West Newbury, Massechusettes

وضعیت: مجرد

قد: 6′ 3

 

وزن: 260 lbs

محل تعلیم: Ultimate Univercity

تاریخ ورود به کشتی کج: ۲۰۰۱

لقب های دیگر: Prototype (UPW)…..Doctor of Thugganomics

حرکت پایانی: The STF-U Submission

FU/Thuganomics

(The Proto-Bomb(in OVW

(aka The Killswich(in WWE

حرکت های مورد علاقه که زیاد استفاده میکنه:

You Can’t See Me Stalling Suplex

Protoplex/Killswich/Freestyle

Dropkick

Elbow Smash

Rapper Punch

Missile

Running Corner Attack

Spinebuster

Pump it Up

 

افتخارات:

او یک بار کمربندUPW Heavyweigh Title و یک بار کمربند OVW Heavyweigh Title رو داشته.

او همچنین چند وقت به همراه یارش یعنی Rico Constantino کمربند OVW Southern Tag Team Title رو داشته.

در رسمنیا ۲۰ با شکست دادن حریف خود یعنی Big Show توانست کمربند WWE United States Title رو بگیره.

در نو مرسی ۲۰۰۴ با شکست دادن حریف خود یعنی Booker T توانست کمربند WWE United States Title رو بگیره.

در رسمنیا ۲۱ با شکست دادن JBL توانست کمربند WWE رو بگیره.

در رویال رامبل ۲۰۰۶ هم با شکست دادن Edge تونست کمربند WWE رو بگیره.

او با شان مایکل صاحب کمربند تگ تیم راو شد.

او همچنان تا امروز تونسته کمربند WWE رو حفظ کنه


دسته ها : دانستنیها

 

نام اصلی:Mark Calloway

لقب:The Undertaker

تاریخ تولد:24مارچ1962(44ساله)

محل تولد:Houston, Texas

وضعیت:متهل ازدواج کرده باSara

وزن:325 lbs

قد:6'10"

مربی او:

Don Jardine

تاریخ ورود به کشتی کچ:1988

لقبهای دیگر:

Texas Red
The Punisher
Master of Pain
"Mean" Mark Callous

حرکت های مورد علاقه که زیاد استفاده میکنه:

Takin Care of Business (Dragon Sleeper)
Oldschool (Walking the ropes axe handle)
Balistic punches
The Big boot
Chokeslam from Hell
Running DDT
The Clothesline

حرکت پایانی:

Last Ride Power Bomb
Tombstone Piledriver

دشمنان:

Kamala
Giant Gonzales
Yokozuna
Ted DiBiase
Irwin R. Shiester
King Kong Bundy
Kama
Bret Hart
Mankind
The Executioner
Goldust
Steve Austin
The Big Bossman
The Rock
Paul Bearer
Kane
Triple H
Hardy Boyz
Maven
Rob Van Dam
Rikishi
Diamond Dallas Page
Steven Richards
Kronik
Booker T
Test
Ric Flair
Kurt Angle
Brock Lesnar
Vince McMahon
John Cena
A-Train
Kane
The Dudley Boyz
John Layfield
John Heidenreich
Muhammad Hassan
Khosrow Daivari
Randy Orton
Mark Henry
Paul Heyman
گرت خالی.

 

افتخارات:

در1آپریل1989با شکست دادنJerry Lawler توانست کمربندUSWA Unified Heavyweight title رو بگیره.

در5اکتبر1989توانست کمربندUSWA Texas Heavyweight title رو بگیره.

در27نوامبر1991با شکست دادنHulk Hogan توانست کمربندHulk Hogan رو بگیره.

در رسمنیا 13با شکست دادنSycho Sid توانست کمربندWWF Heavyweight title رو بگیره.

در26جولای1998به همرای یارشSteve Austin با شکست دادنKane & Mankind توانست کمربندWWF Tag Team titles رو بگیره.

در23می1999با شکست دادنSteve Austin توانست کمربندWWF Heavyweight title رو بگیره.

درسامراسلم1999به همراه یارشBig Show توانست با شکست دادنKane & XPac کمربندWWF Tag Team title رو بگیره.

در10سپتامبر1999به همراه یارشBig Show توانست با شکست دادنThe Rock & Mankind کمربندWWF Tag Team title رو بگیره.

در18دسامبر2000به همراه یارشThe Rock با شکست دادنEdge & Christian کمربندWWF Tag Team title رو بگیره.

در19آپریل2001به همراهKaneتوانست با شکست دادنEdge & Christian کمربندWWF Tag Team title رو بگیره.

در30آگوست2001به همراه یارش یعنیKaneتوانست با شکست دادنDDP & Chris Kanyon کمربندWWF Tag Team title رو بگیره.

در8سپتامبر2001به همراهKaneتوانست با شکست دادنSean O'Haire & Chuck Palumbo کمربندWCW Tag Team titlرو بگیره.

در9 دسامبر2001با شکست دادنRob Van Dam توانست کمربندWWE Hardcore title رو بگیره.

در19می2002با شکست دادنHulk Hogan توانست کمربندWWE Undisputed title رو بگیره

دسته ها : دانستنیها
X